تبليغاتX
رازو نیاز

رازو نیاز

گفتگو با خدا

سوال

سلام
دوستان
یکی از دوستام ازم
خواسته یه سوالی بذارم
 تو وبم
منم اونو با یه سری
تغییرات می ذارمش
بهش جواب بدین تو نظرات پست قبلی
ممنونم


اگه خدا
تنها یک ساعت،
(برای تاکید )تنها یک ساعت به شما
وقت زندگی کردن می داد.
 شما تو این یه ساعت چی کار می کردین ؟
تو پست قبلی جوابش و بهم بگین
ممنونم






+ نوشته شده در ساعت 12:10 توسط بنده خدا


وصیت نامه

وصیت نامه بشر آدمی زاد

نمی دونم بعد از مرگم چه اتفاقی می اوفته

اما می خوام بگم :استفاده از

تک تک بدنم برای اهدا به هرکسی مجازه

اما دلم می خواد بعد از مرگم

قلبم رو به یه مادر هدیه بدین که

همیشه عشق رو تو قلبش داره و

از تک تک وجودش عشق سرازیر

کلیه هام رو به یه مرد وزن بدین تا

اینده رو با امید بهتری ادامه بدن و راحت تر زندگی کنن

مغز استخوانم رو به یه کودکی هدیه بدین

که شوق بازی کردن رو داره دویدن و راه رفتن

و قتی با علاقه می دوه تا به آغوش مادرش برسه  

چشمانم رو به یه جوان بدین تا باهاش خوبی های این دنیا و

قشنگی ها رو ببینه

پیشا پیش از همه کسانی که این پیشکش ها

رو قبول

می کنند ممنونم


 بعضی وقتها خیلی زود دیر می شه


همیشه هیچ وقت یه چیز بد ،بد نیست

گاهی یه چیزی که ما فکر می کنیم خوبه بد، و یه چیز بد خوب

بعضی وقتها تو بعضی چیز ها که ما فکر می کنیم

بده یه چیز های خوب پیدا می شن

که تو بعضی چیزها که ما فکر می کنیم

خوبن پیدا نمی شه.

 تو بعضی اتفاقهای به اصطلاح بد آدم

می تونه کلی چیز یاد بگیره

بفهمه و در ک کنه

نظر شما چیه ؟

+ نوشته شده در ساعت 13:51 توسط بنده خدا |


زندگی

زندگی حکم یه جاده یه  طرفه رو داره که

دور برگردون نداره چه برسه  به دنده عقب ماهم سوار

ماشین عمر تو جاده زندگی در حرکتیم
 
 تو باید باهاش بری جلو می تونی به پشت سرت نگاه کنی
 
اما حق برگشت نداری تو سوار ماشین عمر هستی اون می ره جلو و

تو باهاش می ری درجازدن نداریم چون جا می مونیم

چون چه بخوای چه نخوایم عمر می گذره تو گذر 

یه جاهاییش رو زندگی می کنی یه جاهاییش هم نه  یه جاهاییش دلت می خواد

 زودتر حرکت کنه زود تمام بشه تو هم رد بشی یه

جاهاییش هم دلت می خواد هرگز این لحظه  ها تمام نشه  همین جا به مونی .

تو این مسیر با کلی ادم آشنا می شی آشنا شدن مساوی با

شناخت حتی اگه سطحی باشه  تو مسیر زندگیت صحنه های زیادی

رو می بینی صحنه هایی که دوستشون داری یا دوستشون

نداری تنها مهم اینکه چه جور ی برخورد کنی باهاش چون در حال گذره

 اگه قواعدش رو جا به جا بری  بعضی وقتها سبقت های بیخودی
 
بگیری صحنه هایی رو می  بینی که بعضی وقتها خوشایند نیستن

 بعضی وقتها خوشحالی  فکر می کنی داری حرکت می کنی

اما راه به جایی نداری ادای حرکت کردن رو در می آری انگار تو یه مردابی

تو این مسیر آدمها با انواع و اقسام ماشینها رو می بینی

بعضی ها سوار موتور گازی هستن درسته همه چی دارن

اما اینجا سوار موتور هستن بعضی ها هم سوار یه ماشین آخرین مدل

  بعضی ها هم سوار بر هیچی پیاده هستن   

مهم اینکه خود خودت باشی خودت زندگی کنی وقتی خودت

 رو دوست داشته باشی

تو قلبت قلبت

رفتم انتقال خون
 اجازه نداد،
گفت نذر داری
من فقط نگاش کردم
هیچ  وقت به ذهنم نمی رسید برای انجام یه کار ی
حتما باید یه دلیل داشته باشیم
چرا آدمها این قدر متوقع  هستن 
حتما باید در قبال یه کاری در یافتی داشته باشند
تا کاری رو انجام بدن
این خصلت آدمهاست؟

 
+ نوشته شده در ساعت 12:21 توسط بنده خدا |


سلام

اللهم صل علی محمد و ال محمد

امشب شب آرزوهاست

پس بیابیم

برای همه دعا کنیم

اول برای ظهور آقا امام زمان (ع)و تمام منجی هایی  که همه ادیان الهی به آ مدنش

بشارت داده اند

برای پدر ها و مادرها،پدر ها و مادرهایی که برامون زحمت کشیدن و

می کشن برای پدر ها و مادرهایی که الان در کنار ما نیستن

برای ثروتمندهایی که علم دارن اما پول ندارن

 برای ثروتمندهایی که فقیرن اما علم دارن

برای کسانی که آرزو دارن بچه دار بشن ولی نمی شن

برای ادمهایی که بچه دارن اما انگار که ندارن

برای بچه هایی که پدر و مادر دارن اما انگار که ندارن و

  برای بچه هایی که پدر و مادری ندارن ولی در حسرت داشتن پدر و

مادرن

برای همه انسانهایی دعا کنیم که فراموش کردن که انسان هستن

برای همتون آرزو دارم که خوشبخت باشین و موفق و به

هر چی می خوایین برسین اگه به صلاحتون باشه

و در آخر خدابگیرد هر آنچه که خدا را از تو می گیرد

اللهم صل علی محمد و ال محمد

یادمون باشه که نفرین برای همه عمره اما دوست داشتن برای تک تک لحظات زندگی

 

+ نوشته شده در ساعت 22:15 توسط بنده خدا


کشتی،ناخدا،خدا

((چون تورااز نوح است،کشتی بان زطوفان غم مخور))

شبی یک کشتی بخار، در حالی که دریا را می پیمود،گرفتار طوفان شد.

کشتی چنان تکان می خورد که همه مسافران بیدار شدند.

آنان وحشت زده از طوفان تعادل خود را از دست داده بودند.

برخی از آنان فریاد می کشیدند و عده ای دعا می کردند دختر 8 ساله ناخدای کشتی نیز آنجا بود.

سرو صدای بقیه اورا از خواب بیدار کرد.

از مادرش پرسید) مادر چه شده است؟)

مادر گفت که طوفانی غیر منتظره کشتی را گرفتار کرده است.

کودک ترسید و پرسید:(آیا پدر پشت سکان است ؟)

مادر پاسخ داد:(بله.پشت سکان است.)

دختر کوچک با شنیدن این پاسخ ،دوباره به رختخوابش بازگشت و

در عرض چند دقیقه به خواب فرورفت.

باد ،همچنان می وزید و امواج خروشان پیش می آمدند.

کشتی هنوز تکان می خورد ،اما دخترک دیگر نمی ترسید چرا که

پدرش پشت سکان بود.

همچنان که در راه زندگی پیش می رویم

با انواع هوای طوفانی،آرام،سخت و ملایم مواجه

می شویم.

زمانی می رسد که می بایست

با مشکلات ،خطر،رسوایی،اهانت،بیماری و

مرگ مواجه شویم .

لحظاتی که ترس بر ما چیره می شود،

اما نباید فراموش کنیم که چنین تجربه هایی بدون هدف،

برای ما اتفاق نمی افتد .

یکی از درسهای بزرگی که چنین رویدادهای بزرگی

به ما میدهد روی کردن به خداوند و متکی بودن

به (او) در هر شرایطی است .

                         خداوندا

     تو سکاندار هستی و من نباید بترسم.


          تو از من مراقبت میکنی

 


بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است،

متبرک کسی است که علیرغم همه رویدادها

قلب خود را به سوی خدا می گیرید و

می گوید:    

                              به           (تو)         توکل می کنم.



خداوند قادر است کارهایی راکه از تو ساخته نیست،

انجام دهد.

این رهنمون نشان می دهد که چگونه کار های

غیر ممکن راانجام دهیم.

مشکلتان را بررسی و درباره آن دعا کنید.

هر کاری که از دستتان بر می آید انجام دهید.

آسوده خاطر باشید،مضطرب نشوید،

هرگز فکر نکنید نمی توانید این کار را انجام دهید،

بلکه بگویید:

((این کار،امکان پذیر است؛زیرا خداوندآن را

               ازطریق من

  به انجام می رساند.))



سلام

بچه ها

خوفین

نوشتم

برگرفته از کتاب

شما عظیم تر از آنید که می اندیشیده

کتاب قشنگیه

بخونیدش

گفتم که نگین نگفتم



+ نوشته شده در ساعت 11:6 توسط بنده خدا |


عجایب اشرف مخلوقات

 سلام خدا 

جدیدااین آدم عجیب شده برام آدمی  که ادعاش میشه

همه چی می دونه آدمی که میگه من از خدا

پیروی میکنم اما همه چی میگه

وقتی حتی چیزی ازش نمی دونه

(غیبت می کنه ، دروغ می گه مثل

آب خوردن همه حرفی می زنه حتی بدون

اینکه بهش فکر کنه،دیگران رو مسخره می کنه )

برام عجیبن نمی دونم شاید زیادی

من ساده ام

تا حالا راجع به کسی بد فکر نکردم حالاش هم نمی کنم

اما نمی دونم چرا دوست دارن

یک کلاغ چهل کلاغ کنن

چیزهایی بگن که اصلا نمی دونن،این بشر همه چی میگه برای همه

این حرفهاش به جون تو(خدا)

هم قسم می خوره ،انگاری خدا جونش رو

کف دستش گرفته و داده به اونها،

اونها هم کیلو کیلو به هم می فروشنش مثلا

(بگو به خدا،به خداو...)


بعضی این چیز ها این قدر کوچیکن که

آدم خنده اش می گیره چیز هایی که حتی ارزش  گفتن رو هم ندارن

انگاری  یادشون رفته که از هر دستی بدی از

               همون دست می گیری

 فرقی نداره از هر آیینی باشی

فرقی نداره دکتر باشی یا تعمیر کار

  مدیر عامل باشی یا کارگر

 مهندس باشی یا رفتگر،فرقی نداره

 پولدار باشی یا فقیر

فرقی نداره

نمی خوام منفی بافی کنم هنوزم رو اعتقادم هستم

که همه آدمها خوبن

چون انسان نمادی از خداست

ولی ای کاش همه آدمها می دونستن به این دنیا نیومدن

تا این کارها بکنن.عجیب تر اینکه تو این دوره زمونه

به هرکی راست بگی

حرفت رو باور نمی کنه باید دروغ بگی تا

باورش بشه

خدایا بازم شکرت که اینجایی و

       مواظب ما هستی


یه چیزی

کسی که راست می گه دلیلی

      برای قسم خوردن نمی بینه

 اصلا دروغ نمیگه که بخواد قسم بخوره


خدایا بازم ممنون که اینجایی

+ نوشته شده در ساعت 11:12 توسط بنده خدا |


نامه

سلام 

به همه دوستان خوبم

که اینجا میان 


نامه از بنده خدا به خدا

اسم من بشره روی زمین زندگی می کنم

زمینی که همه جور آدمی توش زندگی می کنه. 

روی زمینی که خدا صاحبشه خدایی که الان نمی دونم کجاست

خدایی که نمی دونم طرف کیه

 زمینی که ادمهاش یادشون رفته روح خدا تو وجودشون هست

نمی دونم باید چی کار  کنم دلم میخواد بهم بگه دوستم داره

اگه بگم آدم خوبی هستم دروغ گفتم  من خوب نیستم

هرگز هم خوب نبودم

می دونین تو ذهنم نمی گنجه ،مغزم کوچیکه نمی فهمم

چرا نیست اینجا زندگی کردن با این جور آدمهایی سخته

ای کاش بهم بگه دوستم داره.بگه هست یا نیست

مگه آدما به غیر خدا کسه دیگه ای رو هم دارن

من هیچ وقت نخواستم دل کسی روبشکنم یا کسی رو

  برنجونم هیچ وقت

تا اونجایی که یادم می اد همیشه طرف حسابم خدا بوده

بالاخره همه یه روزی در پیش گاه او باید بایستیم مگه نه

همیشه فکر می کردم وقتی دعا می کنی داری با خدا حرف می زنی

و تا اون خودش نخواد کسی نمی تونه با اون حرفی بزنه وقتی با هاش حرف

می زنی یعنی اینکه او دلش می خواد تو باهاش حرف بزنی

 میشه همه تون واسطه بشین تا

خدا منو تو قلب به این

بزرگیش جا بده یه جای کوچولو


(خواهش می کنم)

نمی دونیین چه حس خوبی بهت دست می ده وقتی بگه

من باهاتم

من از این زندگی با همه مردمش می ترسم

از فردا ها می ترسم وقتی روز بشه خیلی اتفاق ها می یوفته

وقتی روز بشه

مردم نقابهاشون رو دوباره به چهره هاشون می زنن و

خودشون رو زیر ماسکهاشون قایم می کنن میان بیرون

کمتر آدمهایی خود واقعیشون هستن

ای کاش همیشه شب بود.

شب ها همه آرامش دارن  همه به فکر خودشون هستن دیگه

هیچکس به کسی

تهمت نمی زنه کسی به کسی دروغ نمیگه.

تو شب همه خود واقعیشون هستن

کسی نقاب نداره.کسی به کسی آزار نمی رسونه .

به قول یکی از دوستام همه مهربونترن و همه چیز قشنگ تره.

دیدین پدر مادر ها وقتی بچه شون بدی می کنه

اول دعواش می کنن بعدم

توبغلشون میگیرنش و میبوسنش

آره

به خصوص مادرها  بعدم بچه ها از ته قلبشون معذرت خواهی می کنن

آره

بعدهم به بقیه زندگیشون ادامه می د ن

 خدایا من هنوز پاک نشدم

آره؟

تو این دنیای به این بزرگی آخه من به غیر تو کیو دارم

 آره

خدایا می دونم تو برای بنده هات خیر و

خوبی می خوای

و هر اتفاقی می یوفته از

طرف خود بنده هاته

خدایا بگو که هستی

                                                                           

                                                             

 

 

 

+ نوشته شده در ساعت 1:40 توسط بنده خدا |


آزمون های  زندگی

هر که خود را رایگان به این و آن بفروشد معلوم

می شود از بازار (قیمت انسان )بی خبر است .

هر که هم زود عاشق شود و مرتب معشوق عوض

کند.معلوم است که عشق را به بازی گرفته،

یا خودش بازیچه هوس شده است .

هم (بازیگر)بودن هم (بازیچه) بودن ،

مایه شرمندگی است .

آدمیزادبا خیلی چیزها (امتحان)می شود.

بعضی با (پول)برخی ها با (شهرت)بعضی ها با

(مقام)ببرخی با (فقر)بعضی با (بی مهری)

برخی هم با (محبوبیت) و ...

بالاخره کسانی هم (عشق و محبت).

چه آنکه  دوست دار کسی باشی،

یا کسی دوست دارت باشد.

عاشق باشی یا معشوق،دل به این و

آن باخته باشی یا دیگران(راست یا دروغ)

برایت فدا و قربان شوند آنها که (ظرفیت)دارند،

به این زودی خود را نمی بازند ،موج ،آنها

را این سو وآن سو نمی کشد.لنگر یک کشتی،

آن را  آرام  بی تلاطم . اگر وزنه ای از آگاهی

و معرفت ،ما را استوار نداند قایق

و جودمان یا دست خوش امواج می شود

یا چپ می کند  و قعر دریا جایگاهمان  می گردد .

اگر سادگی کنیم  گاهی یک نگاه و لبخند و

محبت ما را به( دام) می اندازد .



سلام

ایام فاطمیه

ایام شهادت بزرگترین بانوی جهان رو  به همه شما  تسلیت می گم

یه چیز دیگه

نمی دونم چرا جدیدا نمی تونم نظر بنویسم

وبلاگ برام باز می شه اما نظراتش نه!!!!؟

هی باید قطع کنم دوباره وصل بشم

آخه اینکه نشد زندگی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



+ نوشته شده در ساعت 0:22 توسط بنده خدا |


...

خدایا

داری قایمکی چی کار می کنی

آره

چرا از اون بالا نمیای پایین

آره



                    چرا آدمها همیشه این قدر خوشبین هستن آره 

چرا بعضی ها تو دلهاشون کینه و نفرت نگه می دارن

چرا بعضی ها دوست دارن زندگی دیگران رو بهم بزنن

آره

چی بهشون می رسه

+ نوشته شده در ساعت 9:21 توسط بنده خدا |


نظر

سلام

خوفین

امیدوارم که حالتون خوب باشه 

از نظر هایی که بهم می دین ممنونم

اما

یه لطف

وقتی محبت می کنین نظر می دین

آدرس وبلاگتون هم بنویسین

باشه.

ممنون

راستی

یه چیز دیگه

بچه ها اگه من

یه چیزی رو بنویسم

حتما منبع رو هم می گم 

کپی نه(منظور وبلاگ های دیگه)

و این که برای آشنایی بیشتر به پروفایلم برین

بازم از همتون ممنونم



+ نوشته شده در ساعت 9:30 توسط بنده خدا |